به گزارش خبرنگار مهر، تلفات انرژی در بخش توزیع و مصرف سوخت از آن دسته مسائلی است که معمولا در روزهای اوج مصرف بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. اما واقعیت این است که این موضوع فقط به فصل سرما یا تابستان مربوط نیست و در تمام طول سال بر اقتصاد کشور، بودجه عمومی، امنیت انرژی و حتی کیفیت زندگی خانوارها اثر می گذارد. هر مقدار انرژی که در مسیر انتقال، توزیع و مصرف هدر می رود در عمل به معنای اتلاف سرمایه ملی است. سرمایه ای که برای تولید آن هزینه شده، زیرساخت ایجاد شده و نیروی انسانی به کار گرفته شده است.
کارشناسان حوزه انرژی معتقدند تلفات را باید در دو بخش اصلی دید. نخست تلفات فنی در شبکه های انتقال و توزیع و دوم تلفات ناشی از الگوی نادرست مصرف، تجهیزات غیربهینه و ضعف نظارت. در بسیاری از شهرها و مناطق صنعتی، بخشی از شبکه توزیع برق، گاز و فرآورده های نفتی با عمر بالا فعالیت می کند و همین فرسودگی باعث افت راندمان می شود. در برخی نقاط نیز نبود سامانه های هوشمند پایش و کنترل، امکان شناسایی سریع محل های هدررفت را کاهش داده است.
محمد متقی نیا یکی از کارشناسان حوزه انرژی در گفت و گو با خبرنگار مهر گفت: وقتی درباره تلفات صحبت می کنیم فقط نباید به نشتی یا هدررفت ظاهری فکر کنیم. بخش بزرگی از تلفات در اثر فرسودگی خطوط، تجهیزات ناکارآمد، افت فشار، احتراق ناقص و مصرف بی برنامه رخ می دهد.
وی گفت: اگر شبکه به شکل هوشمند مدیریت شود و تجهیزات قدیمی به تدریج کنار گذاشته شود، می توان در مدت چند سال بخش مهمی از این هدررفت را کنترل کرد.
در بخش سوخت نیز شرایط مشابهی دیده می شود. خودروهای فرسوده، ناوگان حمل و نقل کم بازده، موتورخانه های غیراستاندارد، بخاری ها و آبگرمکن های قدیمی همگی سهم قابل توجهی در اتلاف انرژی دارند. وقتی سوخت با راندمان پایین مصرف می شود، عملا بخشی از منابع ملی بدون آنکه به خدمت مفید تبدیل شود از بین می رود. همین مساله در مقیاس ملی به افزایش مصرف، فشار بر شبکه تامین و رشد هزینه های پنهان منجر می شود.
متخصصان تاکید می کنند که کاهش تلفات تنها با یک اقدام منفرد ممکن نیست. این موضوع نیازمند مجموعه ای از اصلاحات همزمان است. از نوسازی تجهیزات و خطوط گرفته تا اصلاح نظام تعرفه گذاری، فرهنگ سازی، استانداردسازی و تقویت نظارت. هر کدام از این بخش ها اگر نادیده گرفته شود، بخشی از برنامه کاهش تلفات ناکام می ماند. تجربه کشورهای مختلف نیز نشان می دهد که موفقیت در این حوزه زمانی حاصل می شود که سیاست گذاری فنی و مدیریتی در کنار مشارکت عمومی قرار گیرد.
نوسازی شبکه و هوشمندسازی مصرف، مهم ترین ابزارهای کاهش اتلاف
بخش مهمی از تلفات انرژی در مرحله توزیع اتفاق می افتد. در شبکه برق، استفاده از کابل ها و ترانس های فرسوده، طراحی نامتوازن شبکه، بارگذاری بیش از ظرفیت و نبود تجهیزات کنترلی مناسب از جمله عوامل موثر در افزایش تلفات است. در شبکه گاز و توزیع فرآورده های سوختی نیز نشتی، افت فشار، نبود پایش دقیق و ضعف تعمیرات پیشگیرانه نقش قابل توجهی دارند. بنابراین نخستین گام، شناسایی دقیق نقاط پراتلاف و اولویت بندی برای نوسازی است.
متقی نیا تصریح کرد: اگر بخواهیم با کمترین هزینه بیشترین بازده را بگیریم باید سراغ نقاطی برویم که بیشترین تلفات را دارند.
وی افزود: در برخی مناطق فقط با تعویض چند تجهیز کلیدی، اصلاح اتصالات و نصب سامانه پایش هوشمند می توان کاهش محسوسی در هدررفت ایجاد کرد. این اقدامات لزوما پرهزینه ترین پروژه ها نیستند اما چون مبتنی بر داده و اولویت بندی هستند، نتیجه سریع تری دارند.
هوشمندسازی یکی از ابزارهای مهم در این مسیر است. کنتورهای هوشمند می توانند الگوی مصرف را به صورت دقیق ثبت کنند و امکان مدیریت بار و شناسایی مصارف غیرعادی را فراهم آورند. این ابزارها علاوه بر اینکه به شرکت های توزیع برای کنترل بهتر شبکه کمک می کنند، به مشترکان نیز تصویری روشن از رفتار مصرفی خود می دهند. وقتی مصرف کننده بداند در چه ساعت هایی و با چه تجهیزاتی مصرف بیشتری دارد، تصمیم گیری برای اصلاح رفتار نیز آسان تر می شود.
در حوزه سوخت، ارتقای استاندارد خودروها و خروج ناوگان فرسوده اهمیت بالایی دارد. مصرف بالای خودروهای قدیمی فقط به معنای فشار بیشتر بر منابع سوخت نیست بلکه آلودگی بیشتر و هزینه بالاتر نگهداری را نیز به همراه دارد. توسعه حمل و نقل عمومی کارآمد، استفاده از خودروهای کم مصرف، بهبود کیفیت سوخت و گسترش سامانه های معاینه فنی موثر از جمله اقداماتی است که می تواند تلفات در مصرف سوخت را کاهش دهد. در بخش ساختمان نیز عایق کاری مناسب، تنظیم موتورخانه، استفاده از تجهیزات گرمایشی و سرمایشی با راندمان بالا و سرویس منظم وسایل مصرف کننده تاثیر مستقیمی بر کاهش مصرف دارد.
متقی نیا گفت: سال هاست می دانیم که ساختمان های کم بازده یکی از مراکز اصلی اتلاف انرژی هستند.
وی گفت: اگر استانداردهای ساخت و ساز به طور جدی اجرا شود و در کنار آن مشوق هایی برای نوسازی موتورخانه ها و تعویض تجهیزات پرمصرف در نظر گرفته شود، می توان بخش بزرگی از مصرف غیرضروری را مهار کرد.
وی افزود: کاهش تلفات در ساختمان ها سریع تر از بسیاری از پروژه های تولید انرژی نتیجه می دهد، چون انرژی صرفه جویی شده عملا مانند انرژی تولید شده قابل استفاده است.
از سوی دیگر، مدیریت نگهداری و تعمیرات نیز نباید دست کم گرفته شود. بسیاری از تجهیزات در شرایطی کار می کنند که راندمان آنها به دلیل عدم سرویس منظم کاهش یافته است. این مساله هم در صنایع و هم در بخش خانگی دیده می شود. یک مشعل تنظیم نشده، یک دیگ غیراستاندارد، یک سیستم سرمایشی کثیف یا یک شبکه داخلی فرسوده هر کدام به تنهایی شاید کوچک به نظر برسند، اما در مقیاس گسترده بار بزرگی بر دوش شبکه انرژی می گذارند. به همین دلیل برنامه های تعمیرات پیشگیرانه و بازرسی دوره ای باید بخشی از سیاست عمومی کاهش تلفات باشد.
اصلاح فرهنگ مصرف و سیاست گذاری پایدار، شرط ماندگاری کاهش تلفات
هرچند نوسازی زیرساخت نقش تعیین کننده ای دارد، اما بدون اصلاح فرهنگ مصرف نمی توان به کاهش پایدار تلفات دست یافت. در بسیاری از موارد، بخشی از انرژی به دلیل بی توجهی به اصول ساده مصرف بهینه هدر می رود. روشن ماندن تجهیزات غیرضروری، تنظیم نامناسب دمای وسایل سرمایشی و گرمایشی، استفاده از وسایل قدیمی و پرمصرف و بی توجهی به سرویس دوره ای نمونه هایی از این رفتارها هستند. تغییر این وضعیت نیازمند آموزش مستمر و اطلاع رسانی قابل فهم برای عموم مردم است.
متقی نیا خاطرنشان کرد: اگر مردم فقط در زمان بحران به صرفه جویی دعوت شوند، نتیجه پایدار حاصل نمی شود.
وی افزود: باید مصرف بهینه به یک عادت روزمره تبدیل شود. این کار از مدرسه، رسانه، نظام تعرفه گذاری و حتی طراحی ساختمان ها شروع می شود.
وی گفت: مردم زمانی همراهی بیشتری نشان می دهند که بدانند صرفه جویی فقط یک توصیه اخلاقی نیست و مستقیما به کاهش هزینه خانوار و بهبود کیفیت خدمات منجر می شود.
نظام تعرفه گذاری نیز در این میان اهمیت زیادی دارد. هنگامی که قیمت گذاری به گونه ای باشد که تفاوت میان مصرف متعارف و مصرف بی رویه به اندازه کافی محسوس نباشد، انگیزه لازم برای اصلاح رفتار شکل نمی گیرد. البته کارشناسان تاکید دارند که هرگونه اصلاح تعرفه باید با دقت، عدالت و توجه به دهک های درآمدی انجام شود تا فشار غیرمنصفانه ای به خانوارهای کم درآمد وارد نشود. در کنار آن، ارائه مشوق برای خرید تجهیزات کم مصرف، نوسازی موتورخانه ها، عایق کاری ساختمان و جایگزینی خودروهای فرسوده می تواند اثر اصلاحات را بیشتر کند.
بخش صنعت نیز سهم مهمی در کاهش تلفات دارد. بسیاری از واحدهای تولیدی با ماشین آلات قدیمی کار می کنند و شدت مصرف انرژی در آنها بالاست. اگرچه نوسازی صنعتی نیازمند سرمایه گذاری است، اما در بلندمدت به کاهش هزینه تولید و افزایش رقابت پذیری منجر می شود. استفاده از سامانه های مدیریت انرژی، بازیافت حرارت، بهینه سازی خطوط تولید و پایش مستمر مصرف از جمله راهکارهایی است که می تواند هدررفت را در این بخش کاهش دهد. در واقع کاهش تلفات تنها یک ضرورت محیط زیستی یا خدماتی نیست، بلکه یک تصمیم اقتصادی عقلانی برای بنگاه ها و دولت به شمار می رود.
جمع بندی کارشناسان نشان می دهد که کاهش تلفات انرژی در توزیع و مصرف سوخت، مسیری چندوجهی و قابل دستیابی است. این مسیر از اصلاح شبکه های فرسوده و توسعه ابزارهای هوشمند آغاز می شود، با استانداردسازی تجهیزات و ناوگان ادامه می یابد و در نهایت با فرهنگ سازی و سیاست گذاری دقیق به نتیجه پایدار می رسد. در شرایطی که هزینه تولید و تامین انرژی رو به افزایش است، هر واحد انرژی صرفه جویی شده ارزشی معادل یک سرمایه گذاری جدید دارد. به همین دلیل بی توجهی به تلفات دیگر قابل توجیه نیست.
آنچه امروز بیش از هر زمان دیگر اهمیت دارد، نگاه عملیاتی و مستمر به موضوع است. طرح های کوتاه مدت بدون پیگیری نهادی اثر ماندگار نخواهند داشت. کشور برای عبور از چالش تلفات انرژی به برنامه ای نیاز دارد که هم بر داده و فناوری تکیه کند و هم بر مشارکت مردم و بخش خصوصی. اگر این دو در کنار هم قرار گیرند، می توان امیدوار بود که بخشی از فشار موجود بر شبکه انرژی کاهش یابد و منابع ملی به جای هدررفت در خدمت توسعه و رفاه عمومی قرار گیرد.






